در ابتدا باید توجه داشت که این مستند روایت استعمارگرِ قانونمدار از استعمارگرِ بیقانون و فاسد است، کارگردان اثر خانمی سفید پوست به نام الکسیس بلوم است که خود یهودی و زاده مستعمراتِ آفریقای جنوبی است. از این مستند نباید انتظار داشت که استعمار، اسرائیل و نتانیاهو را از دیدگاه یک فلسطینی نقد کند اما از همین دیدگاهِ فعلیِ راوی نیز میتوان در جهت شناخت بیشتر اسرائیل و فرزندانی که در خود میپروراند استفادههایی کرد؛ فرزندانی چون نتانیاهو.
مستند از همان ابتدا زاویه دوربین پلیس اسرائیل از نتانیاهو را نشان میدهد و ابایی ندارد بگوید، قرار است از زاویه نگاه به یک متهم، نتانیاهو را بنگرد. بعد از دادن این زاویه به بیننده، مستند روند رشد بنیامین را از ابتدا چون یک داستان بازگو میکند. او در نبود برادر بزرگترش، نقش فرزند بزرگتر خانواده را میگیرد و بعد از پایان تحصیلات وارد سیاست میشود. او در تلویزیون اسرائیل با مردم صحبت میکند و میداند چگونه صحبت کند تا اعتماد مردم را جلب کرده و محبوب شود. جملهای در مستند هست که صراحتا میگوید او یک performer بود و همین او را popular کرد! در زبان انگلیسی پرفومر چیزی فراتر از اجراکننده است و به محدودههای بازیگری و ایفاکنندگی ماهرانه نزدیکتر است. و پاپیولار هم چیزی فراتر از مشهور است و به مقبول و تودهپسند نزدیک میشود.
مستند در تلاش است بگوید نتانیاهو با هر برد در انتخابات مغرورتر شده است. این غرور و تکبر باعث شده تا پیروزیهایش بهجای آنکه پله تثبیت او شوند، ابتدای سقوطش باشند و او را ذره ذره غرق کنند. مستند از ثروتدوستی و تکبر سارا، همسر بنیامین، میگوید؛ از اینکه این زوج هدایای گران قیمتی که شبیه رشوه بوده را قبول و حتی خودشان درخواست میکردند. گویا مستندساز از اینکه آنها زندگی لوکس دوست دارند تعجب میکند. اما حقیقت این است که تکبر ، خودبرتربینی و عشق به ثروت اندوزی در ذات استعمار و استعمارگر است. اصلا استعمار بر مبنای برتر دیدن خود، و لایقتر دیدنِ خود از دیگریِ بومی است. حالا که جامعه اسرائیل طبقاتی و لیبرال شده، این تکبر به طبقات خودی راه پیدا کرده و این زوجِ در راس قدرت، خود را لایق ثروت و امکانات و قدرت میدانند آنقدر که در قانون به فساد متهم شوند.
مستندساز قصد ندارد اسرائیل را با نتانیاهو یکی کند اما مستند نمیتواند این دو را به خوبی از هم جدا کند؛ چون در حقیقت یکی زاینده دیگری است! وقتی از زاویه دید بنیامین به داستان نگاه میشود چنین جملهای گفته میشود: وقتی آدمها به مدت طولانی خدمت میکنند به این جمله میرسند: کشور، منم! و نتانیاهو در این تصورات است. وقتی از زاویه منتقدان به سخنرانیهای نتانیاهو نگاه میشود به وضوح نشان داده میشود که او چگونه با گفتن جملاتی درباره آرمان اسرائیل و دفاع از اسرائیل و اهداف اسرائیل میتواند جمعیت را قانع کند که او همچنان مناسب است و در قدرت بماند. اما نکته مهم اینجاست که جمعیت اسرائیلی نیز با همین جملات و با علم به ارزشهای همین اسرائیل قانع میشود و دوباره به بیبی رای میدهند!
مستندساز و منتقدان نتانیاهو میگویند او خود باید بعد از اتهامات اقتصادی استعفا میداد اما نداد. اتهام فساد او آنقدر بزرگ شد که او مجبور شد برای ماندگاری بر مسند قدرت اسرائیل، با افرادی که در اثر، راستگرای افراطی خوانده میشوند کار کند و راستگراترین کابینه تاریخ اسرائیل را بسازد. در واقع مستندساز بدون اینکه بداند تایید میکند اسرائیل چنین است! راست گرایانی دارد که افراطیاند! اما برای ماندن باید با همینها همراه شد!
خشونت با این کابینه راستگرا علیه کرانهباختری و مردمان اصیلش افزایش مییابد اما اقدامی که در مستند مانند تیرخلاص نتانیاهو به تصویر کشیده میشود؛ اصلاحات قضایی است، نه این خشونت علیه بومیان! مستند میگوید اصلاحات قضاییِ بیبی در راستای نجات خودش از پرونده فسادش و کم کردن قدرت دادگاه اسرائیل است، پس مردم به خیابان میآیند و این اعتراضات مردم (به چیزی که خود مستندساز هم به آن معترض است) باعث ناامنی اسرائیل میشود! در اینجا بار دیگر مستند علیرغم میل باطنی سازنده آیینه تمام نمای یکی بودن نتانیاهو و اسرائیل میشود؛ اسرائیل وقتی به دره اعتراضات و ناامنی میافتد که نتانیاهو به دره سقوط افتاده است و حال مادرش را با خود به عمق دریا میبرد!
مستند در انتها به هفت اکتبر میرسد و آن را فاجعه میخواند اما معتقد است هفت اکتبر در نتیجه شهوت ثروت و تکبر نتانیاهو و سیاستهای داخلی اشتباهش اتفاق افتاد، نه در نتیجه سالها غصب و استعمار خارجی! و جنگ هرگز متوقف نشد چون نتانیاهو و حزبش از جنگ تغذیه میکنند و با جنگ در قدرت میمانند.
مستند به سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا نیز اشاره میکند، اما هیچ اعتراضی به آمریکا و اعضای کنگره به عنوان تشویق کننده و حامی همین نتانیاهو (که مستند علیه اوست) نمیکند! اثر تنها تلاش میکند نتانیاهو را روباه مکار و اعضای کنگره را مشتی بیاراده و سادهدل نشان دهد که درواقع از اثر بیرون میزند چون از ابتدای مستند، مستندساز در حال زرنگ و مسلط نشان دادن سیاستمدارانی چون نتانیاهو است!
در انتها باید گفت از این اثر هم میتوان هم درس رسانهای گرفت و هم درس استعمار و استعمارگرشناسی. این اثر روایت خودی از خودی است، از زاویه نقد و اعتراضی بسیار خوب و منصفانه و صادقانه اما بدون سیاهنمایی. در این مستند سبک فکری و جامعهداری استعمارگری چون اسرائیل نیز بسیار مشخص است.