مستند « بی تو هرگز» تصویری عمیق و تأمل برانگیز از فعالیت یک مجموعه خیریه ارائه میدهد که با تمرکز بر حمایت از مادرانی فعالیت میکند که تحت فشار مشکلات مالی، اجتماعی، روانی و… به سقط جنین به عنوان راه حل نهایی میاندیشند. این اثر، فراتر از روایتی خطی از کمکرسانی، پرسشهایی اساسی درباره نقش جنسیت در حمایتهای اجتماعی، قدرت تغییر عاطفه مادرانه و معنای واقعی «اثرگذاری» در زندگی زنان را پیش میکشد. در این یادداشت، به تحلیل چهار محور کلان این مستند میپردازیم.
۱. زنان، پاسداران همدلِ حریم زنانه
نخستین نقطه قوت مستند، حضور حداکثری زنان در مدیریت این مجموعه است. این انتخاب تصادفی نیست؛ بلکه نشاندهنده درکی عمیق از این واقعیت است که برخی از بحرانهای زنانه، تنها در سایه همزبانی و همتجربگیِ زنانه قابل حل میباشند.
زنان در مواجهه با مسائلی مانند بارداری ناخواسته یا فشارهای اجتماعیِ مرتبط با مادری، نیاز به فضایی امن دارند که نه تنها مشکلات مادی، بلکه آسیبهای عاطفی و هویتی آنان را درک کند. مردان هرچند میتوانند حامی باشند، اما تجربه زیسته زنان از ترسِ تنهایی، انگ اجتماعی، یا کشمکشهای درونیِ مادرانه را ندارند. مستند با نمایش گفتوگوهایی صمیمانه بین مادران و مددکاران زنی که خود مادر هستند، به خوبی نشان میدهد که چگونه «جنسیت» به ابزاری برای ایجاد اعتماد تبدیل میشود؛ اعتمادی که شرط اول نجات جان یک نوزاد و بازگرداندن آرامش به مادر است.
۲. حمایت اجتماعی: از نفرت تا آرزوی تولد
در قسمتی از مستند، مادری که دوران بارداریش را سپری میکند، میگوید: «اوایل اصلا بچهام را دوست نداشتم…». این جمله، کلیدی است برای فهم تأثیر ویرانگر فقر و انزوا بر غریزه مادرانه. مشکلات مادی و اجتماعی مانند تهدید معیشت یا طرد شدن از سوی خانواده، میتواند عاطفه طبیعی مادر را به تلهای از اضطراب و حتی انزجار تبدیل کند تا جایی که تصمیم به قتل فرزندش بگیرد؛ اما نقطه اوج این روایت، آن تغییر ۱۸۰ درجهای احساس مادر پس از دریافت حمایت است: «حالا آرزو دارم زودتر به دنیا بیاید…». این تحول، نه یک معجزه، بلکه نتیجه مستقیمِ درک و اقدام عملی است و ثابت میکند که حمایت اجتماعی –از تأمین پوشک تا همراهی روانی– مانند پادزهری است که سمِ مشکلات را خنثی می کند و رابطه مادر و فرزند را از نو میسازد.
۳. زن شاغل خیر زن اثرگذار اجتماعی آری
جامعه کنونی «ارزش» زنان را غالباً با موقعیت شغلی یا درآمد میسنجد؛ سنجشی که خلاف طبیعت زن و حتی خلاف آن چیزی است که در واقع اتفاق می افتد. حال آنکه ارزش یک عمل به میزان تاثیر آن وابسته است. فعالیتهای جهادی مانند آنچه در مجموعه «حسنا» میبینیم، تعریف دیگری از یک عمل اثرگذار را ارائه میدهند: اثری ملموس، فوری و انسانی و معطوف به عاطفه که در مشاغل رسمیِ خشک و تکرارشونده بهندرت یافت میشود.
زنان این مجموعه، با وجودی که ممکن است برچسب «شاغل» به معنای مرسوم آن را نداشته باشند یا حتی آنان را بیکار خطاب کنند؛ با هر اقدام خود، مرزهای تأثیرگذاری را بازتعریف میکنند. مستند هوشمندانه تضاد میان خستگیهای روحیِ مشاغل کارمندی خصوصا برای بانوان- و آخیش پس از دویدنهای نشاط انگیز برای نجات یک زندگی را به تصویر میکشد؛ گویا میخواهد بگوید: «اثرگذاری واقعی، نیازی به پزِ اجتماعی ندارد؛ کافی است به چشمان مادری نگاه کنی که از ورطه ناامیدی نجات یافته است.»
۴. برکت: اتصال قلت زمینی به کثرت آسمانی
در خلال مستند، ذوق پسر کوچکی که منتظر به دنیا آمدن خواهرش است، خوشحالی «مادر عروسی» که دیگر قرار نیست به علت نداشتن جهیزیه و حرف مردم، اولین فرزندش را سقط کند؛ موید مفهومی است که اعضای مجموعه به آن اشاره میکنند: برکت. در فرهنگی که گاه کمکهای خیریه به رقابتهای نمایشی تبدیل میشود، «بی تو هرگز» یادآوری میکند: تشویقهای رسمی مقطعی هستند و بهترین پاداش، ورود شریان دائمی برکت به زندگی خود فرد است که:
تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
این دعاها، تنها یک باور دینی نیستند؛ بلکه بازتابی از پیوند عمیق انسانیاند که رضایت درونیِ کمککننده را هزاران برابر میکند.
بی تو هرگز؛ مستندی که باید دید و ساخت.
این مستند پیش از آنکه یک مستند درباره سقط جنین باشد، روایتی است از قدرت تحولآفرینِ همدلی، اثرگذاری انسانی و تاثیر امید اجتماعی بر زندگی انسانها. مستند توانایی مضاعف سازمانهای مردم نهاد را نسبت به ارگانهای دولتی نشان میدهد. علت این توانایی بیشتر، «مردمی» بودن این مجموعه ها و نداشتن بروکراسی و سلسله مراتب اداری میباشد. باشد تا برای مسائل مختلفی که جامعه درگیر آن است، اینگونه فعالیتهای همدلانه بیشتر شود.